|
برای آرزوهایی که میمیرند...سکوت میکنم سنگین تر از فریاد
|

فلسفه ي فوق العاده ي مورچه
مورچه ها فلسفه اي 4 بخشي و شگفت انگيز دارند: *بخش اول : "مورچه ها هرگز تسليم نمي شوند." فلسفه ي خوبي است . اگر آنها به سمتي پيش بروند وشما سعي داشته باشيد متوقف شان كنيد ، به دنبال راه ديگري مي گردند . بالا مي روند پايين مي روند ، دور مي زنند.... آنها به جست و جوي خود براي يافتن راهي ديگر ادامه مي دهند. (چه فلسفه ي كارآمدي : هرگز از جست و جوي راهي كه تو را به مقصد مورد نظر مي رساند دست نكش.) *بخش دوم : " مورچه ها كل تابستان را به زمستان مي انديشند." اين نگرش مهمي است.نمي توان اين قدر ساده لوح بودكه گمان كرد تابستان براي هميشه ماندگار است. پس مورچه ها وسط تابستان درحال جمع آوري غذاي زمستان اند. (يك حكايت قديمي مي گويد : "خانه ات را در تابستان بر روي شن نساز.") *بخش سوم : "مورچه ها كل زمستان را تابستاني مي انديشند." اين مهم است. در طول زمستان مورچه ها به خود يادآور مي شوند كه "اين دوران زياد طول نميكشد، به زودي از اينجا خواهيم رفت". ودر اولين روز گرم ، مورچه ها بيرون مي آيند . اگر دوباره سرد شد ، آن ها بر مي گردند زير زمين و داخل لانه هايشان، ولي باز در اولين روز گرم دوباره بيرون مي آيند.آنهابراي بيرون آمدن نمي توانند زياد منتظر بمانند. *واما بخش آخر : "يك مورچه در تابستان چه قدر براي زمستان خود جمع مي كند؟ هرقدر كه در توانش باشد." چه فلسفه اي "هرچه در تواناييت است". چه فلسفه ي فوق العاده اي است ، فلسفه ي مورچه : هرگز تسليم نشو .... آينده را ببين .... مثبت بمان .... و همه ي تلاشت را بكن .... عکس بالا : دنیا از دید یک مورچه ***************************** امروز سرنماز یه قاصدک از توی جانمازم رد شد خدا کنه خوش خبر باشه :) پ.ن: شاید میخوام اینجوری از دلشورم کم کنم و به خودم انرژی مثبت بدم !!! پ.ن۲: اصلا من نمی دونم از کجا وسط این همهههههه کتاب یهو پیداش شد ..در و پنجره هم که بسته بود!!! واسم عجیبه! همه ی فالهای حافظی رو هم که معصومه گرفت خوب یعنی در حد عالی بودن پ.ن: امروز آخرین روز بود... اینم تموم شد رفت عجب آپ رنگ و ورنگی شدااااااا 
![]()
![]()
![]()

![]()
چقدر هم زوووووووود گذشت..زودتر از زود!!!!!![]()
![]()
سال ها
گل فروش چهار راهي هستم
که تو
روزي از آن عبور کردي
قلبم را برگردان
و گل هايت را
پس بگير
For years
I am that flower vendor
At the crossroad
Where you passed one day
Return my heart
And take back
Your flowers!

فرض کن
این شاخه گل
برای توست
و این عکس که
رو به دریا٬
کنار غروب گرفته ام،
ویا حتی
این ثانیه ها
که با حوصله تمام دارند
قلبم را نوک می زنند
و چه می دانم
حتی این شعر و
این قرار...
بی خیال
فرض کن
وجود ندارم
و این پا و آن نمی کنم
اصلا مرا بخش
که قرار است بیایی
ومثل همیشه
بی خیال!!!
از کنار من بگذری!
"غلامحسین دریانورد"

۱- روزگار می گذرد نه خوب نه بد.. البته گاهی شادیها و خنده های زودگذری توش هست.. اما هیچ اتفاق خاصی نمی افته ..یه جورایی کسل کننده شده دیگه.. البته خیلی هم سریع داره می گذره و من اصلا این سرعت رو دوست ندارم!!! برام جالب نیست
۲- عیدتون مبــــــــــــــــارک ![]()
![]()